X
تبلیغات
زولا

حکایت های من...

آمدم ...بنویسم ...آنچه خاک می خورد در این بی نهایت فکرم...

یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:43 ب.ظ

شوخی با همه چی

زندگی را دوست دارم عاشقانه....الکی

دوستی را دوست دارم عاشقانه ....زورکی

دلبر شیرین سخن را دوست دارم....محض خنده

عاشق بیچاره را هم می پرستم ......محض گریه

روز و شب را عاشقانه دوست دارم......لا علاج

فصل ها را عاشقانه دوست دارم..........بی قیاس

عاشق درس و کلاسم بهر نمره در دو ترم

عاشق کنکورم و اینکه شوم من (high class)

عاشق وب لاگم و بهر نوشتن بس هلاک

تا بخندم از نظر ها و بگویم به چه ناز

بهرهر کس من دهم گیری و خود باشم سوا

چون ندا هستم ....منادی می شوم بهر شما

زندگی را سهل گیر ای دوست چون من گویمت.....گویمتتتتت.....گویمتتتتتت

خوب گفتم دیگه ای بابا نیست عقل کلم مثلا:تا اینجا رو داشته باش چون طبع شعرم

کور شد یهو.واسه همین میگم صورت مسئله رو پاک کن ووووووووو

زندگی را سهل گیر ای دوست........محض امتحان

اینم یه نوعش بود .....محض خنده یا گریه یا نمیدونم چی چی حالا هر چی...بی خیال

   

از علی جان هم بابت عکسی که داده ممنونم